منطق غیر کاربردی
تأملاتی پیرامون مدرسه ما-۳
اشاره:
هدف ما در این سلسله تأملات پرداختن مستقل به مسایل جزئی یا مقطعی و یا در معرض حل شدن نبوده است، آنچه تا کنون سعی شده است دنبال شود توجه دادن به مسایل ریشه ای و ماندگار بوده است، که حل آنها فارغ از سیستم مدرسه می تواند توسط هر طلبه پیگیری شود-راه حل های شخصی. آنچه در پی می آید گرچه ناگزیر از مثال های جزئی خواهد بود لیکن ناظر به مطالب کلی است و زمینه آنهاست.
نگاه کابردی به دروس آلی
خط کلی که در آموزش دروس کاربردی(ادبیات عرب، منطق، اصول) آموزشی مبتنی بر تمرین و به کار بستن بوده است-به معنای دوری از آموزش مطالب غیرکاربردی و یا کم کاربرد. و گاه تغییر در روش های آموزش-مخصوصاً ادبیات. بعید است کسی در کبرای این خط اشکالی داشته باشد. ضعفی که شیوه آموزش فعلی حوزه دارد آموزش غیرکاربردی و انبوه این دروس است. مثلاً طلاب طی سه سال کل ادبیات را بحث می کنند و معمولاً به دلیل عدم امکان به کارگیری در فرصت های واقعی بیشتر آنها را در پایان دوره سطح و یا مدت طولانی تری فراموش می کنند. همچنین است در درس منطق و با درجه کمتری در اصول فقه.
نگاه غیر منطقی به «منطق»
لیکن این نگاه و خط کلی در مواجه با مصادیق و به واقعیت درآمدن بسیار از اهداف خود فاصله گرفته است و چه بسا همان داشته های نظام تحولی را از دست داده است. به نحوی که سطح غالب طلاب پایه سوم پس از گذراندن حدود ۱۵۰ ساعت «درس منطق» به ساده ترین مباحث منطقی تسلط کافی ندارند. و در درس فلسفه و یا اصول دچار «فریب دوسره»(۱) شده اند. و یا با این بیان که آیت الله خویی منطق را لازمه عملیات استنباط نمی دانستند، آنها را بی نیاز به آموزش منطق جلوه می دهند! حال آنکه بطلان چنین قولی اظهر من الشمس است(۲)-اگر نگوییم مضحک است.
همین نگاه در حیطه انتخاب منبع درسی به سمت کتاب دانشگاهی «منطق کاربری»(۳) رفته است که به اذعان طلاب و کارشناسان دارای اشکالات واضح و نامناسب جهت تدریس در حوزه است(۴). و امسال نیز برای طلاب دوره دوم کتاب فارسی دیگری جایگزین آن شده است که هیچ گاه به دقت، ظرافت و اتقان کتب منطق سنتی به زبان عربی نیست. چیزی که شاید در دوره بعدی به آن برسند.
بی منبعی در «ادبیات عرب»
چنین ضعفی در درس ادبیات عرب به شکل مشابه تکرار شده است. تغییر و تعویض دو استاد و دو کلاس حل تمرین طی یک سال عملاً بی نظمی را در تدریس این درس مهم ایجاد کرد. این بی نظمی چیزی در حدود ۶۰ساعت مفید درسی به طلاب زیان رساند. و در نهایت به شیوه ای رسید که نه در آن منبعی برای ارجاع وجود دارد و نه تمرینی برای تسلط. مجموع این موارد شرایطی را ایجاد نموده است که نیمی از طلاب پایه سوم در درس نحو شرکت نمی کنند! و دستور زبان در حدود نیمی از طلاب ضعیف است.
گرچه برنامه ترجمه قرآن، روایت خوانی و تمرین استماع سبب پیشرفت و ایجاد توانایی خوبی در سطح طلاب متناسب با پایه تحصیلی شان شده است لیکن بر همگان آشکار است که برداشت های اجتهادی و صحیح از روایات نیازمند تسلط کامل بر ادبیات عرب است. متاسفانه توانایی ایجاد شده در طلاب که خود منتج شده از برنامه هایی نامنظم و گاه تنظیم نشده بوده است(۵) نوعی احساس بی نیازی به آموزش کلاسیک زبان عرب ایجاد کرده است.
در یک جمع بندی کلی می توان گفت با صرف نظر از خط کلی «نگاه کاربردی به دروس آلی»، در عمل این ایده با اشکالات و فراز و نشیب های اجرایی فراوانی همراه شده است که نباید از آنها نادرستی ایده اصلی را نتیجه گرفت. چنان که در عمل سعی در تصحیح برخی از آنها-و البته اصرار بر برخی دیگر!-در برنامه های کنونی دیده می شود.
تتمه: در بسیاری از موارد باید اشکالات را پذیرفت، کارشناسانه و دقیق تحلیل کرد، اگر قابل حل است چاره ای اندیشید و اگر لاینحل است اثراتش را تا حدامکان تقلیل داد و در ادامه جبران کرد و در پایان کار به آنها اعتراف کرد.
پی نوشت:
۱٫ یعنی به هنگام اعتراض به بازده آموزش منطق به یادگیری آن در درس فلسفه ارجاع داده شده اند و طبیعی است در درس فلسفه امکان آموزش منطق نیست.
۲٫ اولاً اگر چنین بی نیاز وجود دارد چرا آموزش منطق در دوسال در مدرسه پیگیری شده است؟ ثانیاً بیان ایشان ناظر به فقه است(که البته خود می تواند محل مناقشه باشد) و نه فلسفه که زبانش زبان منطق است. چنان که به وضوح عدم فهم صحیح بسیاری از استدلالات گواه زبان نشناسی فلسفه است.
۳٫ نوشته آقای خندان.
۴٫ در این رابطه با یکی از اساتید مؤسسه امام خمینی ره صحبت کرده ام. ایشان معتقد بود در بسیاری موارد(برگرفته از منطق سنتی) ایشان مطالب نادرستی را بیان کرده اند که یا اشتباه واضح است و یا ناشی از عدم آگاهی مؤلف از منطق سنتی است. همچنین در بسیاری موارد اصطلاحات و مطالب را بدون ذکر منبع آورنده اند که عملی غیراخلاقی است. قسمت مغالطات کتاب مذکور قابل استفاده است که بیشتر ترجمه منطق جدید است. برای ایشان جای سوال بود چرا چنین کتابی چندین سال است به عنوان کتاب دانشگاهی تدریس می شود و متاسفانه نقدی بر اشکالات این کتاب نوشته نشده است. و جای تعجب مقدمه آقای قراملکی بر این کتاب است که در همین مقدمه نیز ادعای عجیب و بدون استنادی در تعریف فرآیند تفکر از ابن سینا مطرح می کنند :«انتقال ذهنی از معلومات پیشین به معلوم دیگر»(منطق کاربری:۱۰).
۵٫ بطور مثال برنامه صحیحی جهت مرور ترجمه قرآن پیش بینی نشده بود. قسمت زیادی از کتاب جهاد با نفس و کتاب العشره بدون نظارت دقیق توسط خود طلاب(پایه اول) خوانده شد. ترجمه روایات در دوره دوم خیلی زود، بدون داشتن حداقل ها، عدم پشتیبانی علمی توسط اساتید به طور ویژه دنبال می شود. همچنین برنامه استماع تاریخ در نیمه راه رها شده و چندین برنامه متنوع دیگر که قصد اشاره به آنها نداریم، توضیح کلی تر را ذیل «پژوهش یا پروژه» پی خواهیم گرفت.
محبوبیت: 25%
مطلب مرتبطی وجود ندارد.





به نظر میرسه اینها اساسی/بنیادی ترین مشکلات برای (اوّل) مطرح شدن نباشند..
حداقل اگر نگاه جدی تری مثلن به نقش و رسالت حوزه در جامعه اسلامی داشته باشیم..
من در مقام یک نقد درون سازمانی هستم نه تبیین جایگاه بیرونی!
با این حال شما اگر پیشنهادی دارید بفرمایید که در آینده به آنها هم بپردازیم!
منظور صرف تبیین جایگاه بیرونی نیست.
منظور این است که اتفاقن برای نقد درون سازمانی، اوّلین سوال باید این باشد که هدف این سازمان چیست، نقشش چیست، چشم اندازش چیست، برنامه اش چیست؛ که بعد بتوان آن را با وضعیت مطلوب مقایسه و نقد کرد.
عرض بنده هم همین بود که اگر از این زاویه دیده شود، خیلی نقد های بنیادی تری به چشم می آیند که اولویت مطرح شدن و تأکید شدن دارند تا مسائلی که شما نوشته اید.
متوجه شدم
چشم
سعی می کنم -و بنا داشتم البته- در مطالب بعدی بپردازم!
سلام
لطفا عنوان لینک “رستاخیز جان” را به “نون”
و نشانی را به valghalam.ir تغییر دهید.
سلام علیکم و رحمة الله
مدتی می شه که مطالبتون رو کم و بیش دنبال می کنم
تابستون همین امسال وقتی داشتم برای تحقیق در مورد مدرسه جستجو می کردم، سایت جناب عالی رو پیدا کردم.
الحق یکی از بهترین سورس های اطلاعاتی در مورد مدرسه، همین جاست. از این بابت از جناب عالی واقعاً متشکرم.
بنده دانشجوی ترم آخر مهندسی کامپیوترم و قصد ادامه تحصیل در حوزه رو دارم. به پیشنهاد یکی از دوستان، با مدرسه مشکوة آشنا شدم. چند وقتی هست که مداوماً پیگیر اخبار سایتم تا ببینم برای سال آینده تصمیم به گرفتن دوره سوم رو دارند یا خیر. اما مدتی می شه که سایت، کاملاً منفعله! حتی بخش تماس با ما هم جوابی به سواًلات نمی ده. این در حالیه که آمار بازدید روزانه از سایت مدرسه قابل تأمله.
خواستم اولاً این مطلب رو منعکس کنید ثانیاً بپرسم می شه به گرفتن ورودی جدید برای سال آینده امیدوار بود؟
خداوند ان شاءالهن بر معرفت و تقوای جناب عالی و هم فکران شما بیفزاید
سلام علیکم
گمان نکنم انعکاس عدم فعالیت سایت مدرسه سودی داشته باشه چون متولی خاصی نداره!
درباره ورودی سال آینده هم فعلا با توجه به اینکه مدرسه تنها مجوز برای گرفتن دو دوره داشته است و امکانات بعید است اگر تغییر یا اتفاق خاصی نیفتد سال آینده ورودی داشته باشد!
از طرف مدیریت مدرسه هم خبری مبنی بر ورودی برای سال آینده ندارم!
از لطف تون هم ممنون!
سلام بر وحید عزیز
به نظر حقیر انعکاس نقد در فضای مجازی دور از صواب است. دلایلی برای این حرفم دارم که نشیر الی عده منها:
۱- بعضا نقدها جواب هایی در سطح احکام اولیه دارد مثلا من با وجود محاسن منطق مظفر، منطق کاربردی را برای تدریس مناسب تر می دانم و به نظرم طرح اجرا شده طرح خوبی بود. (تدریس منطق کاربردی + اضافاتی از مظفر) کسی که از بیرون این نقد را می بیند، فقط از دریچه دوربین تو این طرح را رصد می کند حال آنکه ممکن است حقائقی از نظر تو دور افتاده باشد.
۲- بعضی نقدهاجواب هایی در سطح احکام ثانویه دارد. به این معنا که اشکال ذکر شده در طرح بوده اما اکنون این اشکال رخ نموده و در صدد اصلاح آن برآمده اند. این را نیز نباید از نظر دور داشت که بسیاری از اشکالات از اول قابل پیش بینی نیست و باید اجرا کرد تا فهمید. و این به معنای سعی و خطای مطلق نیست. اما کسی که کار اجرایی کرده باشد می داند که کنترل ایستا شکست خورده است. نمی شود سیستم را از ابتدا چنان منظم تنظیم کرد که تا آخر درست کار کند. سیستم باید آن به آن رصد شود.
۳- بعضی اشکالات هست و دیده هم نمی شود اما در میزان اهمیت شان حرف هست. مثلا اینکه درس عربی متن ندارد از جهتی اشکال دارد ولی به اعتقاد من طرح درس انجام شده مناسب بوده است هر چند که در صورتی که به تمارین جدی تر پرداخته شود (که جدیداً شروع شده)بهتر می شود.
۴- به اعتقاد من خواندن این متن برای یک فرد بیرونی رهزن است. کسی که فقط نقد ببیند نمی تواند ارزیابی دقیقی از جریان حوزه مشکات داشته باشد. دید همه جانبه نمی یابد و بیشتر گمراه می شود. مشکوه اگر حتی به یک دوم (و حتی یک سوم) سطح فعلی سقوط کند، به اعتقاد من سیستم بسیار بهتری از سیستم رایج است. (ادامه در مطلب بعدی)
سلام دوست عزیز،
۱ و ۲٫ این استدلالی که شما فرمودید بر این پایه است که چون نقدها پاسخ دارد لذا انتشار آنها منطقی نیست!
که این اولاً کلام است و بدیهی است من این پاسخ ها را صحیح نمی دانم!
۳٫ اهمیت داشتن هم یک امر نسبی است به نظر من! و البته نگفتم که اینها خیلی پراهمیت هستند.
۴٫ بازهم این نظر شخصی شماست که البته من هم تا حدودی با شما هم نظرم که این را هم گفته ام در اشاره دو متن اول.
البته به مزایا و معایب مدرسه هم به بطور جداگانه پرداخته شده است که می توانید مراجعه کنید!
به دست شما تیشه و نگاهتان بر ریشه! بیچاره مشکوة نوباوه و خواننده ی کج اندیشه!
ادامه ۴- حقیر به کسانی که در مورد مشکوه می پرسند، مانند سایت های خرید اینترنتی که لیستی از معایب و مزایای کالا را می نویسند، هر دو را می گویم و (البته نظرم این است که در مجموع مزایای مشکوه بر معایبش بسیار می چربد و در مقایسه با روند جاری دروس در مدارس دیگر، بسیار پیشتر است.)
پس اگر مقصود ارائه راهنمایی به افراد بیرونی است، این نقدها در این مقصد ناکام است و اگر مقصود یک نقد درونی است، به نظرم فضای مناسبی انتخاب نشده است.
نکات دیگری هم هست که در صورت تمایل حضورا عرض خواهم کرد.
البته خواندن نقدها برای من به عنوان یک مشکاتی، مفید بود. فارغ از نظر مثبت و منفی، نوع نگاه در برخی موارد، برایم جالب بود. اما نظرم همان بود که عرض شد والله العالم.
در ادامه: درباره مقاصدم و اهدافم در یادداشتی جداگانه پرداخته ام که به زودی منتشر می کنم!
سلام برادر
بخش بزرگان ویگاه شما برایم سوال برانگیز بود
مرتبش بفرمایید
سلام
درسته
به ترتیب الفبا!!